تبليغاتX
وب سایت شخصی حمید رضا زال نژاد

chalos

حمید رضا زال نژاد

chalos

http://chalos.blogfa.com

وب سایت شخصی حمید رضا زال نژاد

وب سایت شخصی حمید رضا زال نژاد

وب سایت شخصی حمید رضا زال نژاد

<<<< به وب سایت شخصی >>>> <<حمید رضا زال نژاد خوش آمدید>> وب سایت شخصی حمید رضا زال نژاد

وب سایت شخصی حمید رضا زال نژاد

 
به وب سايت شخصی حمید رضا زال نژاد خوش آمديد!   خدایا! به من توفیق تلاش،در شکست؛صبر،در نومیدی؛رفتن،بی همراه؛جهاد،بی سلاح؛کار،بی پاداش؛فداکاری،در سکوت؛دین،بی دنیا؛مذهب،بی عوام؛عظمت،بی نام؛خدمت،بی نان؛ایمان،بی ریا؛خوبی،بی نمود؛گستاخی،بی خامی؛مناعت،بی غرور؛عشق،بی هوس؛تنهایی،در انبوه جمعیت؛و دوست داشتن،بی آنکه دوست بداند؛روزی کن.(دکتر علی شریعتی)  
 
فهرست اصلی
موضوعات





آرشیو مطالب ...

سایت های مفید ...
آرشیو تماس با ما


تصاویر دانش آموزانم در مدرسه راهنمایی دهخدا

سلام

امروز تصاویر دانش آموزام در مدرسه راهنمایی دهخدا رو گذاشتم که در حال انجام کار در کارگاه مدرسه ( کارگاه برق و چوب / آبان و آذر ۱۳۹۰) هستند .

لطفا برای دیدن عکس در سایز واقعی روی آن کلیک کنید.

www.zalnezhad.ir www.zalnezhad.ir

www.zalnezhad.ir www.zalnezhad.ir

لطفا برای دیدن عکس در سایز واقعی روی آن کلیک کنید.

www.zalnezhad.ir www.zalnezhad.ir

www.zalnezhad.ir www.zalnezhad.ir

www.zalnezhad.ir www.zalnezhad.ir

لطفا برای دیدن عکس در سایز واقعی روی آن کلیک کنید.

www.zalnezhad,ir www.zalnezhad.ir

www.zalnezhad.ir www.zalnezhad.ir

حمید رضا زال نژاد شنبه 1390/09/26  نظر بدهید!

حکایت بهلول و شیخ جنید بغداد

www.zalnezhad.ir

آورده‌اند كه شیخ جنید بغداد به عزم سیر از شهر بغداد بیرون رفت و مریدان از عقب او....

شیخ احوال بهلول را پرسید. گفتند او مردی دیوانه است.

گفت او را طلب كنید كه مرا با او كار است. پس تفحص كردند و او را در صحرایی یافتند.
شیخ پیش او رفت و سلام كرد.

بهلول جواب سلام او را داده پرسید چه كسی هستی؟

عرض كرد منم شیخ جنید بغدادی.

فرمود تویی شیخ بغداد كه مردم را ارشاد می‌كنی؟ عرض كرد آری..

بهلول فرمود طعام چگونه میخوری؟

عرض كرد اول «بسم‌الله» می‌گویم و از پیش خود می‌خورم و لقمه كوچك برمی‌دارم، به طرف راست دهان می‌گذارم و آهسته می‌جوم و به دیگران نظر نمی‌كنم و در موقع خوردن از یاد حق غافل نمی‌شوم و هر لقمه كه می‌خورم «بسم‌الله» می‌گویم و در اول و آخر دست می‌شویم..

بهلول برخاست و دامن بر شیخ فشاند و فرمود تو می‌خواهی كه مرشد خلق باشی در صورتی كه هنوز طعام خوردن خود را نمی‌دانی و به راه خود رفت.

مریدان شیخ را گفتند: یا شیخ این مرد دیوانه است. خندید و گفت سخن راست از دیوانه باید شنید و از عقب او روان شد تا به او رسید.

بهلول پرسید چه كسی هستی؟

جواب داد شیخ بغدادی كه طعام خوردن خود را نمی‌داند.

بهلول فرمود: آیا سخن گفتن خود را می‌دانی؟

عرض كرد آری...

سخن به قدر می‌گویم و بی‌حساب نمی‌گویم و به قدر فهم مستمعان می‌گویم و خلق را به خدا و رسول دعوت می‌كنم و چندان سخن نمی‌گویم كه مردم از من ملول شوند و دقایق علوم ظاهر و باطن را رعایت می‌كنم. پس هر چه تعلق بهآداب كلام داشت بیان كرد.

بهلول گفت گذشته از طعام خوردن سخن گفتن را هم نمی‌دانی..

پس برخاست و برفت. مریدان گفتند یا شیخ دیدی این مرد دیوانه است؟ تو از دیوانه چه توقع داری؟ جنید گفت مرا با او كار است، شما نمی‌دانید. باز به دنبال او رفت تا به او رسید.

بهلول گفت از من چه می‌خواهی؟ تو كه آداب طعام خوردن و سخن گفتن خود را نمی‌دانی، آیا آداب خوابیدن خود را می‌دانی؟

عرض كرد آری... چون از نماز عشا فارغ شدم داخل جامه‌ خواب می‌شوم، پس آنچه آداب خوابیدن كه از حضرت رسول (علیه‌السلام) رسیده بود بیان كرد.

بهلول گفت فهمیدم كه آداب خوابیدن را هم نمی‌دانی.

خواست برخیزد جنید دامنش را بگرفت و گفت ای بهلول من هیچ نمی‌دانم، تو قربه‌الی‌الله مرا بیاموز.

بهلول گفت: چون به نادانی خود معترف شدی تو را بیاموزم.

بدانكه اینها كه تو گفتی همه فرع است و اصل در خوردن طعام آن است كه لقمه حلال باید و اگر حرام را صد از این‌گونه آداب به جا بیاوری فایده ندارد و سبب تاریكی دل شود.

جنید گفت: جزاك الله خیراً! و ادامه داد: در سخن گفتن باید دل پاك باشد و نیت درست باشد و آن گفتن برای رضای خدای باشد و اگر برای غرضی یا مطلب دنیا باشد یا بیهوده و هرزه بود.. هر عبارت كه بگویی آن وبال تو باشد. پس سكوت و خاموشی بهتر و نیكوتر باشد. و در خواب كردن این‌ها كه گفتی همه فرع است؛ اصل این است كه در وقت خوابیدن در دل تو بغض و كینه و حسد بشری نباشد.

حمید رضا زال نژاد جمعه 1390/09/25  نظر بدهید!

چه بگویم ...

www.zalnezhad.ir

رنج جانکاهی است گنج بودن و مجهول ماندن !؟

گنج بودن و در ویرانه ها فراموش ماندن !...؟

رنج بزرگی است علم بودن و عالم نداشتن !؟

علم بودن و عالم نیافتن !؟

زیبا بودن و نادیده ماندن !؟

فریاد بودن و ناشنیده ماندن !؟

نور بودن و روشن نکردن !؟

آتش بودن و گرم نساختن !؟

عشق بودن و دلی نیافتن !؟

روح بودن و کالبدی نبودن !؟

چشمه بودن و تشنه ای ندیدن !؟

پیام بودن و پیامبر بودن و کسی نداشتن !؟

مثنوی بودن و خواننده ای ندیدن !؟

چنگ بودن و پنجه نوازشی نبودن !؟

چه بگویم :

خدا بودن و انسان نداشتن !؟؟؟

( دکتر علی شریعتی / کتاب انسان بی خود / ص 405 )

حمید رضا زال نژاد پنجشنبه 1390/09/24  نظر بدهید!

درباره وب سایت ...
<<<< به وب سایت شخصی >>>> <<حمید رضا زال نژاد خوش آمدید>>

ارسال نظرات ...

برای مشاهده سايت به زبان انگليسي يا عربي روی پرچم ها کلیک کنید.

 
برای ارسال نظرات خود روی تصویر زیر کلیک کنید
برای ارسال نظرات خود کلیک کنید.

آخرین خبرها ...

اطلاعات وب سایت ...






Powered by zalnezhad.ir

RSS


صفحه اصلي  |  آرشیو |  لینکستان  |  تماس با ما

Designed by Hamid Reza Zalnezhad

™Copyright ©2007-2009 zalnezhad.ir